اس ام اس پیامک عاشقانه جدید شهریور ۹۶

0
اس ام اس پیامک عاشقانه جدید شهریور ۹۶
به این مطلب رای دهید

میان این همه راه
که به تو نمی رسد
چه سخت است
راه تو را گم کردن !

—————————
روزی که از توجداشم روز خنده هامه
روزتنهایی دست هام فصل مرگ خنده هامه

—————————
گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود
زندگی عشق اسارت قهر آشتی همه بی معنا بود

—————————
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست
که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی
ظرف امروز پر از بودن توست
زندگی را دریاب

—————————
کاش قلبها وسعت مى گرفت
شمع با پروانه الفت مىگرفت
کاش توى جاده زندگى
خنده هم از گریه سبقت مىگرفت

—————————
من چه کنم خیال تو منو رها نمی کنه
اما دلت به وعده هاش یه کم وفا نمی کنه
من ندیدم کسی رو که مثل تو موندگار باشه
آدم خودش رو که تو دل اینجوری جا نمی کنه

—————————
قلب خانه ای است با دو اتاق خواب در یک رنج و در دیگری شادی زندگی می کند.

نباید زیاد بلند خندید و گرنه رنج در اتاق دیگری بیدار می شود.

ادامه SMS ها در ادامه مطلب

شیشه پنجره را باران شست ,
از دل من اما …
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟!
—————————
گفتم : ز سرنوشت بیندیش و آسمان .
گفتی :غمین مباش که آن کور و این کر است !
دیدی که آسمان کر و سرنوشت کور صدها هزار مرتبه از ما قوی تر است .

—————————
بشکست دلم کسی صدایش نشنید
آری …
دل من بی صدا می شکند !

—————————
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان با دگران وای به حال دگران

—————————
بودیم و کسی پاس نمی داشت هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

—————————
شب بود و
شمع بود و
من بودم و
غم
شب رفت و
شمع سوخت و
من ماندم و
غم

—————————
تو که بالا بلند و نازنینی
تو که شیرین لب و عشق آفرینی
کنارم لحظه ای بنشین ,
چه حاصل که فردا بر سر خاکم نشینی !

—————————
دردهایم را برایت گفته ام
بشنو اکنون این سکوت تلخ را …

—————————
من آخرین
ترانه ی بارانم ,
مرا بخوان !

—————————
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

————————
دستانم بوی گِل می داد
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند !؟
پیش خود نگفتند :
شاید من گلی کاشته باشم ! .

—————————
وقتی که بن بست غربت ,
سایه سار قفسم بود ,
زیر رگبار مصیبت ,
بی کسی تنها کسم بود !

—————————
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی انگاشتم

—————————
کنم هر شب دعایی
کز دلم بیرون رود مهرش
ولی آهسته می گوی
الهی بی اثر باشد

—————————
در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در می زند
در را گشودم روی او
دیدم غم است در می زند
ای دوستان بی وفا
از غم بیاموزید وفا
غم با آن همه بیگانگی
هر شب به من سر می زند

—————————
ترسم ار روز سیاهیست
بیایی و چه سود
رفته باشم و بدانی
که چه دیر آمده ای !

—————————
خدایا !
سرای محبت کجاست ؟
من آواره ام شهر الفت کجاست ؟
کسانی که از عشق دم می زنند ,
چرا بین ما را به هم می زنند ؟!

پاسخ دهید