انشا درباره از این گوش می گیرد از آن گوش در می‌کند

6
انشا درباره از این گوش می گیرد از آن گوش در می‌کند
4.1 (81.75%) 80 votes

انشا درباره از این گوش می گیرد و از آن گوش در می‌کنند
در یکی از شهرهای ایران دختری زیبا به نام ترانه در کنار خانواده خود زندگی می‌کرد. این دختر به خاطر زیبایی خیره کننده‌ای که داشت همیشه همه فامیل و دوستهای درباره زیبایی و حرف می زدند.و این کار باعث مغرور تر شدن دختر میشد. دخترک برای اینکه خیلی دیده شود لباس های باز و آنچنانی میپوشید تا خیلی به چشم مردم و پسرها بیاید ( یک نوع عقده ای) در یکی از روزها دوستت ترانه به او یک صفحه مجازی معرفی کرد و گفت اگر تو عکسهای را در صفحه های مجازی گذاری بیشتر معروف می شوی.
و به این گونه بود که مخ ترانه را خورد و او را از راه به در کرد.
مادر ترانه که موضوع را فهمید سعی کرد دخترک را قانع کند و به او بفهماند که این کارها عاقبت خوبی ندارد ولی ترانه به حرف های مادرش گوش نمی داد و از این گوش می گرفت و از آن گوش به در می کرد.
روزها می گذاشت و ترانه در فضاهای مجازی بیشتر معروف می شد و هر پسری که به او درخواست دوستی میداد ترانه درخواست آن را رد نمی کرده و با همه آنها دوست می شد.هر یک از دوستای پسرش از او یک نوع مدل عکس می خواستند و چون ترانه چشمهای کور شده بود در هر مدل و با هر لباسی عکس می‌انداخت و برای پسرهایی که حتی آنها را کامل نمی شناخت می‌فرستاد.
و در این وسط مادر ترانه خیلی نگران او بود و همیشه او را نصیحت می‌کرد ولی ترانهی هیچ توجهی به حرف ها و نصیحت های مادرش نمی‌کرد.تا روزی که وقتی از خواب بیدار شد گوشی اش را به دست گرفت تا به صفحه های مجازی اش سری بزنند ولی با صحنه های خیلی بدی رو به رو شد همه عکسهای که با دوست های پسرش گرفته بود و هر مدل عکسی که به آنها فرستاده بود پخش شده بود و هر کسی یک حرف ناجوری زیر عکس به او گفته بودند. و به او لقب یک دختر خراب را داده بودند ترانه وقتی این را دید به این فکر کرد که کاش به حرف های مادرش گوش می داد و حرفهای او را از این گوش می گرفت از آن گوش به درد نمی کرد.

گفتگو ها۶ دیدگاه

پاسخ دهید