انشا درباره ی فصل امتحانات “انشا در مورد جلسه امتحان”

0
انشا درباره ی فصل امتحانات “انشا در مورد جلسه امتحان”
4.7 (94.29%) 14 votes

تجربه ی چندین سال دانش آموزی و دانشجویی به من ثابت کرده است که شب های امتحان، شب های خاصی هستند. اتفاقاتی که در این شب ها می افتد منحصر به فردند! چند دلیلش اینها هستند:

۱. این شب ها تاثیر  عجیبی بر حس خداشناسی جماعت دانشجو دارد. طرف هر چقدر هم با خدا قهر باشد شب امتحان که می شود و حجم کتاب و جزوه ی خوانده نشده را که می بیند آنچنان ایمان می آورد به ذات اقدس باریتعالی که انگار سال ها از زهاد و عباد درگاه حضرت حق بوده است! بساط نذر و نیاز هم که صد البته به راه است و نسبت سنگینیش رابطه ی کاملا مستقیمی دارد با تعداد صفحات کتاب مربوطه. در این بین هستند کسانی که به خدا پیشنهاد معامله هم می دهند که مثلا اگر فلان امتحان نتیجه اش خوب شود فلان گناه را دیگر هیچ وقت انجام نمی دهم یا نمازم را سر وقت می خوانم!  کلا در شب های امتحان به تعداد مومنین جهان اضافه می شود  و البته بعد از تمام شدن ایام امتحانات و اعلام نمرات به همان مقدار از این تعداد کم می شود!

۲. شب های امتحان برنامه های تلویزیون جذاب تر از همیشه می شوند. اصلا انگار جوری می شود که دوست داری بنشینی پای تلویزیون و سخنرانی فلان فرهیخته ی بزرگوار را در باب “تفاوت مبنایی فلسفه ی ارسطویی با نگرش ملاصدرا” با جان و دل ببینی و بشنوی. در همین شب ها خواب به شدت دلپذیر می شود جوری که تو که در شب های معمولی ساعت سه و نیم نصفه شب می خوابیدی در شب امتحان از همان ساعت ۹ چنان خمیازه می کشی که انگار ۷۲ ساعت است پلک روی پلک نگذاشته ای!

۳. در شب های امتحان روحیه ی فلسفی اهالی علم و دانش شکوفا می شود. استدلال هایی شبیه این که “من این سیستم آموزشی نمره محور رو قبول ندارم” یا “اصلا کی گفته مدرک داشتن دلیل باهوش و با شعور بودنه؟” یا “اونهایی که این همه درس خوندن به کجا رسیدن مگه؟” یا “برای من نمره مهم نیست فهمیدن درس مهمه”  و یا “حالا که خوب نخوندم حذفش می کنم ولی قول میدم ترم بعد خوب بخونمش” تنها نمونه ای از این دلایل فوق منطقی هستند!

۴. شب های امتحان فرصت خوبی برای پی بردن به عمق بعضی ضرب المثل هاست، ضرب المثل هایی مثل “خودم کردم که لعنت بر خودم باد” یا “مثل خر توی گل گیر کردن” یا “نه راه پیش و نه راه پس داشتن” یا “خودکرده را تدبیر نیست” و یا “کی گفته مرد نباید گریه کنه؟” از این دسته اند!

۵. شب های امتحان خاصیتی دارند که به شدت باعث شاد شدن ارواح اموات استاد مربوطه در عالم برزخ می شوند. هر چقدر که امتحان سخت تر و استاد سختگیرتر باشد حجم دعاهایی که جماعت دانشجو نثار این اموات بیچاره می کنند بیشتر است. اصلا من فکر می کنم این اموات عزیز در عالم برزخ هم، زمان برگزاری امتحانات پایان ترم را خوب متوجه می شوند!

۶. نظریه نسبیت انیشتین در شب های امتحان به شکل خدشه ناپذیری ثابت می شود. این شب ها حتی اگر در چله ی زمستان هم باشند به شدت کوتاهند و کلا سه چهار ساعت بیشتر طول نمی کشند! یعنی “این قافله ی عمر عجب می گذرد” را می شود خیلی راحت در این شب ها با تمام وجود حس کرد!

۷. شب های امتحان با همه ی این مصیبت ها شب های نزول بلایای دیگری هم هستند. درست در همین چند ساعت کوتاه، یا برق می رود، یا سردرد می گیرید یا مهمان می آیدخانه تان، یا حال یکی از نزدیکانتان بد می شود، یا موبایلتان را دزد می زند یا …

شب های امتحان برای بچه درس خوان ها، فرق چندانی با دیگر شب ها ندارد. شاید از جهتی خوشحال تر هم هستند که بالاخره زمان انتظارشان به سر می رسد و می توانند بروند اندوخته های ذهنیشان را عرضه کنند و یک نمره ی بیست شیرین بگیرند.

شب های امتحان پایان ترم می گذرند اما زندگی پر از شب های امتحان است. خوب درس نخوانده باشی، شک نکن خراب می کنی. این ردخور ندارد!

پاسخ دهید