داستان کوتاه از فال محمدرضا شاه

0
داستان کوتاه از فال محمدرضا شاه
5 (100%) 1 vote
falehafez - داستان کوتاه از فال محمدرضا شاه

 

امیراصلان افشار، رئیس اداره کل تشریفات دربار در یکی از خاطرات خود که به مهر۱۳۵۷ بر می گردد خاطره ای از فال حافظ گرفتن محمدرضا پهلوی می پردازد.

فال حافظ بدیمن برای محمدرضا شاه پهلوی

وی نوشته است:
اعلیحضرت هر روز دل افسرده و پریشان احوال بر روی صندلی مشرف به کاخ نیاوران می‌نشستند و مونس ایشان کتاب حافظ بود. روزی از من خواستند تفألی بزنیم که این شعر آمد:

گر من از سرزنش مدعیان اندیشم               شیوۀ مستی و رندی نرود از پیشم
زهد رندان نوآموخته راهی بد هست            من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم
شاه شوریده سران خوان من بی‌سامان را    زانکه در کم‌خردی از همه عالم پیشم
بر جبین نقش کن از خوان دل من خالی        تا بدانند که قربان تو کافر کیشم
اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا                       تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم

کتاب حافظ را که بستم، اعلیحضرت با حالت افسرده و نژند به بیرون باغ خیره شدند و مدتی به فکر فرو رفتند و گفتند از بخت ما حافظ هم با ما سر ناسازگاری دارد. گفتم قربان به دل خود بد نیاورید.

shah - داستان کوتاه از فال محمدرضا شاه

محمدرضا شاه پهلوی

پاسخ دهید