موضوع انشا: گذر رودخانه

0
موضوع انشا: گذر رودخانه
2.7 (53.33%) 3 votes

بِه نام خُداوَندِ جان و خِرَد کَزین بَرتَر اندیشه بَر نَگذَرَد

گُذَرِ رودخانه

چیک؛اینم آخرین عکس،اِمروز آنقدر عکس گرفتم که خسته شدم دوربینم را در دستم گرفته بودم و در حال نگاه کردن عکس هایم بودم که ناگهان حس کردم پاهایم خیس شده اَست به زیر پایم نگاه کردم که دیدم درست وسط رودخانه ایستاده اَم. کفش هایم خیس شده بود،تصمیم گرفتم بر روی تخته سنگی که در کنار رودخانه بود بنشینم و کفش هایم را در زیر نور آفتاب قرار دهم تا هر چه زودتر خشک شود. روی تخته سنگ نشستم و دوباره دوربین خود را برداشتم و به اِدامه نگاه کردن عکس ها پرداختم،عکس هایم تقریبا فوق العاده شده بود. تمام عکس هایی را که گرفته بودم تماشا کردم عکس های زیبایی شده بود.نگاهی به گُذَرِ رودخانه که در حال نوازش کردن پاهایم بود و بادی که در حال کشیدن دست نوازش بر روی شاخ و برگ درختان بود کردم تصمیم گرفتم که اَز این رودخانه زیبا و درختان بلندقامت چند عکس بگیرم. عکس هایم را گرفتم و به سوی کفش هایم رفتم تقریبا خشک شده بود آنها را برداشتم و پوشیدم و به سمت ماشین خود حرکت کردم سوار ماشینم شدم و به سوی خانه پیش رفتم،بعد اَز رسیدن به خانه و کلی سلام و احوال پرسی با خانواده اَم به سمت اتاق خود رفتم و مموری دوربینم را درآوردم و به لبتاب خود وصل نمودم و به تماشای عکس هایی که گرفته بودم پرداختم وقتی به عکس رودخانه و گذر آب در آن و درختان تنومند رسیدم با خودم گفتم:《خداوند چگونه این همه زیبایی ها را در سراسر جهان آفریده است؟》کمی که در فکر فرو رفتم فهمیدم که اَندیشیدن به خداوند و زیبایی ها و آفریده هایش دیوانه کننده اَست.

زهرا یارمحمدی
(سرکار خانم:فرهادی)
پایه نهم مدرسه هاجر

پاسخ دهید